برچسب:
نویسنده: نیما صادقی
فانی قریب
برچسب:
نویسنده: نیما صادقی
چقد درمانده و تنهام ، خدایا کافی نیست این همه زجر ؟
برچسب:
نویسنده: نیما صادقی
همکارمو دوست دارم خدا حفظ کنه باباشو
برچسب:
نویسنده: نیما صادقی
دیشب تولد پسرم بود تولد هفت سالگیش که مدتها منتظرش بودم تا یه جشن بزرگ براش بگیرم ولی دیشب غمگین ترین تولد عمرمو براش گرفتم بدون هیچ مهمانی منو ببخش پسرم نتونستم به قولم عمل کنم هنوز غمگین تر از اونم که بتونم برات جشن بگیرم هیچ چیزی آرومم نمیکنه قلبم داره از جاش کنده میشه من دلم برا بابام تنگ شده کجا میتونم ببینمت بابا؟ کجا؟
برچسب:
نویسنده: نیما صادقی
میدونم خیلی سخته ولی چاره ای نداری یه جایی یه زمانی باید تموم کنی این سوگواری رو ، دست خودت رو بگیر و بلند شو خدا کمکت میکنه زندگی خیلی بیرحمه مجبوری شبیه خودش بشی بیرحمانه برگرد به زندگیت خواهش میکنم .
برچسب:
نویسنده: نیما صادقی